یه حالِ عجیبُ و حوصله سر برو کریهی دارم :/ جسمم داره جغ میخونه مغزمم خِرِ اون شخصِ منفورُ گرفته بهش میگه چرا انقد دوس داری هر روز بیشتر ازت متنفر باشم ؟ چرا یه مدت خفه نمیشی ؟ | خودم نیستم اینجا نیستم راستش اصن نمیدونم کجام ! به معنایِ مطلق کلمه ی طاقت فرسا شدن .
دیروز ساعت نزدیکای پنج غزل رو کتابم نوشت تا حالا شده بخوای بنویسی نتونی پر باشی لبریز باشی ولی نتونی ..؟ بغض کنی و حتی نتونی گریه کنی؟ داشتم تو ذهنم حرفِ منوچهرُ تکرار میکردم "فنطاسیا"